تبليغاتX
خوش تو شدم بنگر كه مرا تا كجا كشاندي

 

 

 

 

 به نام بهترین که هرگز نخواهیم فهمید ...

سلام

 

من عادتمه خيلي دير به دير آپ مي كنم از اين بابت شرمنده ولي راستش چون زياد به اينجور سايت ها سر نمي‌زنن براي همين آدم يكم دلسرد مي شه حالا بگذريم.

 

شايد خيلي از شماها دوست داشته باشيد كه اگه خداي نكرده براتون يه اتفاقي از لحاظ جسمي بيفته كه عمرتون به اين دنيا نباشه با خاطره خوش از اين دنيا برين و لا‌اقل جلوي ناراحتي و داغدار شدن پدر و مادر و اطرافيان خيلي ها رو مانند خانواده خودتون بگيريد.

 

جسم و روح ما كه خدا به ما امانت داده به نظر من مثل يه پولي هست كه :

يكي از دوستاي نزديك ما بر حسب اعتماد خاصي كه بهمون كرده به ما سپرده و وظيفه ما هم اينكه هر وقت اونرو از ما درخواست كرد بدون كوچكترين بهانه‌اي بهش برگردونيم.

پس هنگام مرگ ما هم، همون لحظه‌اي هست كه خدا مي‌خواد امانتش رو از ما پس بگيره حالا وظيفه ما چيه يا چي بوده و چي هست ؟

به نظرم بايد اول بايد در نگهداري اين امانت نهايت دقت رو بكنيم تا موقع پس دادنش هم ديگه خجالت زده و شرمنده نشيم.

از موضوع خيلي دور نشيم اين همه حرف زدم تا بگم كه شايد خيلي ها بخوان اعضاي بدنشون رو هنگام ترك روحشون از بدن تا قيامت حالا به هر علت از قبيل ضربه مغري يا حتي مرگ طبيعي اهدا كنن.

تو كشور ما بعضي از آدمها هستن كه واقعا براي شاد كردن خدا و خانواده‌ها و ساختن اون دنياي خودشون متحمل اين زحمت شدن و امكاناتي رو فراهم كردن تا هر كسي دلش خواست كه تو اين كار خداپسندانه شركت كنه بتونه تو اين كار سهيم باشه.

شما مي‌توانيد با دريافت كارت اهدا‌ء عضو خداي نكرده در صورت بروز حادثه مرگ مغزي و حتي مرگ طبيعي اعضاي بدتون رو به افراد نيازمند اهداء كنيد.

توضيحات اضافي توي سايتي كه لينكش رو در زير مشاهده مي‌كنيد مطالعه كنيد.

 

http://www.iran-ehda.com

 

نجات انسانها در قرآن کریم

 سوره مبارکه مائده _ آیه ی 32:

 و هر که نفسی را حیات بخشد مانند آنست که همه ی مردم را حیات بخشیده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 1:10  توسط شبگرد(حمید) | 

به نام زیبای مطلق

سلام دوستان

به دريا شكوه بردم از شب دشت

وز آن عمري كه تلخ تلخ بگذشت

به هر موجي كه مي‌گفتم غم خويش

سري مي‌زد به سنگ و باز مي‌گشت

 

ولی با این همه، مزه زندگی به همین چیزاشه زندگی بدون غم و غصه که زندگی نمی شه ولی همه اینها به خدا قسم که امتحان خداست که هی به ما فرصت میده از ما امتحان زندگی می گیره ولی ما اکثراْ همیشه تو این امتحان موفق نمی شیم. ولی اگه خدا ما رو دوست نداشت این همه فرصت به ما نمی داد. ما که این همه به خدا بدی می کنیم ولی خدا در عوض چه بلایی سر ما می یاره هاااااااااااااااااااا

هیچی

بزرگی و صبر خدا اونقدر هست که به بنده هایی مثل ما ..............

خلاصه تورو خدا بیایین یکم دل امام زمان (عج)«صلوات یادتون نره» رو شاد کنیم یه با هم که شده نماز رو اول وقت بخونیم چشم چرونی رو بس کنیم و خلاصه هر کس به نوبه خودش و در حد خودش دل آقا رو شاد کنه.


نماز اول وقت اقتدا به امام زمان (عج) است.

 

(فراموش نکنید)


ما وقت این و داریم که با دوستامون سر چهار راه خیابونها ۱ ساعت ۲ ساعت بایستیم و باهم حرف بزنیم و بقیشه نمی گم......... که چی کارا می کنیم.(البته همه اینارو به خودم می گم ها) وقت بزاریم ولی برا نماز یه ۱۵ دقیقه وقت نمی زاریم. به خدا خجالت داره.


این شعر باباطاهر هم تقدیم به همه دوستان

 

خوشا آنان كه الله يارشان بي كه حمد و قل هو اله كارشان بي

خوشا آنان كه دائم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بي

بيا جانا كه جانانم تويي تو بيا جانا كه سلطانم تويي تو

تو خود دوني كه غير از تو نخواهم بيا جانا كه ايمانوم تويي تو

 


عجب صبری خدا دارد!
اگر من جایِ او بودم؛
همان يک لحظه اول،
که اوّل ظلم را می ديدم از مخلوقِ بی وجدان؛
جهان را با همه زيبايی و زشتی،
به روی يکدِگر، ويرانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛

که در همسايه ی صدها گرسنه،

چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لبِ پيمانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛

که می ديدم يکی عريان و لرزان؛

ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين؛
زمين و آسمان را،واژگون، مستانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
نه طاعت می پذيرفتم،
نه گوش از بهراستغفارِ اين بيدادگرها تيز کرده،
پاره پاره در کفِ زاهد نمايان،
تسبیح را صد دانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛

برای خاطر تنها يکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،
 هزاران ليلی ناز آفرين را کو به کو،آواره و ديوانه می کردم.

                                                                           

  

عجب صبری خدا دارد!
 اگر من جای او بودم؛
 به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
سراپایِ وجودِ بی وفا معشوق را،
 پروانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
به عَرشِ کبريايی، با همه صبر خدايی،
تا که می ديدم عزيزِ نابجايی،

ناز بر يک ناروا کرده خواری می فروشد،
گردشِ اين چرخ را،وارونه بی صبرانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که می دیدم مشوّش عارف و عامی،

زبرقِ فتنه ی این علمِ عالم سوزِ مردم کش،
به جز انديشه عشق و وفا، معدوم هر فکری،
در اين دنيای پُر افسانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
چرا من جایِ او باشم؛

همين بهتر که او خود جایِ خود بنشسته و تاب ِ تماشایِ تمامِ 
  زشتکاری‌ هایِ اين مخلوق را دارد!
وگرنه من به جایِ او چو بودم،
يک نفس کی عادلانه سازشی،
                                                       با جاهل فرزانه می کردم؛
                           عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!

 

پس خدا خیلی بزرگه

عاقبت به خیر بشیم ایشاالله

سلام دوستان اینم عکس من

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 2:7  توسط شبگرد(حمید) | 
سلام به همه دوستای خوبم

من خیلی آدم بد قولی از آب در اومدم ولی به خد اینطوری نیستم نمی دونم اصلاْ چرا اینطور میشه که نمی تونم آپ کنم معذرت از همه مخصوصاْ صهبا

موضوع این آپ من بچگی یعنی برگشتن به دوران بچگی خیلی ها دوست دارن به به دوران بچگی برگردن ولی تاحالا کی دیده که کسی به گذشته بر گرده اگه کسی دیده بهم بگه.

می گفنم آره به نظر شما چرا دوست داریم که به دوران بچگی برگردیم؟ به نظر من که به خاطر سادگی-پاکی و خیلی چیزهای دیگه پس بهتره که به به جای برگشن به دوران بچگی گاهی بچه بشیم نظرتون چیه؟؟؟؟؟

حالا بچه شدن انواع اقسام داره پس خواهشاْ لطف کنید بگید که چطوری بچه بشیم بهتره؟؟؟؟؟

مرسی از همتون

------------------------------------------------------

به دريا شكوه بردم از شب دشت

وز آن عمري كه تلخ تلخ بگذشت

به هر موجي كه مي‌گفتم غم خويش

سري مي‌زد به سنگ و باز مي‌گشت

------------------------------------------------------

خوش تو شدم بنگر كه مرا تا كجا كشاندي

عاشق روي تو شدم ، تو كه جان مرا به لب رساندي

اي با تو بودن حسرت ديرينه من

اي راز عشقت تا ابد در سينه من

از تو بريدن خيلي سخته نازنين

به تو رسيدن خيلي سخته نازنين

------------------------------------------------------

تار و پود هستيم بر باد رفت اما نرفت عاشقي ها از دلم ديوانگي ها از سرم

------------------------------------------------------

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ

که این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار گر توبه شکستی بازآ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 0:46  توسط شبگرد(حمید) | 
سلام بچه ها

 از این به بعد ایشاالله هر ماه یه بار آپ می کنم فعلاْ اینو  با عجله آپ کردم هر اشکالی داشت به بزرگی خودتون ببخشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 12:15  توسط شبگرد(حمید) | 
 
Free Website Counter
Get a Free Website Counter